تبلیغات
پشت دیوار سکوت ... - کویر تنهایی

بعد یک عمر پریشانی دل ، فهمیدم من به مهمانی چشمان تو ، عادت دارم


Admin Logo
themebox Logo

در انتهای غربتم ، اینجا نشسته ام
دلگیر ز بی وفایی یاران نشسته ام
دیریست که جز نا مرادی نبوده است
از سنگی دل دوستان ، تنها نشسته ام
وقتی ، سخن از صدق و صفا بود
در کوچه های خلوت رنگ و ریا نشسته ام
درد غریبی در جمع رفیقان که درد نیست
از دشت دوستان رمیده و ، تنها نشسته ام



شاید بهتره بگم : دیشب حین مرتب کردن قفسه کتاب هام ، چشمم به قدیمی ترین دفترچه یادداشتم افتاد و این به اصطلاح" سروده" ام  به تاریخ چهارشنبه 4/12/78 ساعت 11 ظهر !

برام جالب بود و بهانه ای شد تا تصمیم بگیرم دست نوشته هایی  از تو 7-8 تا سر رسید قدیمی اینجا اضافه کنم.