تبلیغات
پشت دیوار سکوت ... - زلال

بعد یک عمر پریشانی دل ، فهمیدم من به مهمانی چشمان تو ، عادت دارم


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :نگاه خیس ..
تاریخ:چهارشنبه 29 خرداد 1392-06:49 ق.ظ

زلال


تو برو ؛ من چشمانم را به تبسمی زیبا می کنم

بگذار در فراز و نشیب چانه ام لرزه بیفتد که بیفتد.

برو دیگر ، چرا این پا و آن پا می کنی


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


آسمانی برای پرواز
پنجشنبه 30 خرداد 1392 12:13 ب.ظ
می دانی ؟
وقتی قبل از برگشتن فعل رفتنی در کار باشد
محبت خراب می شود
محبت ویران می شود
محبت هیچ می شود
باور کن
یا برو
یا
بمان
اما اگر
رفتی ...
هیچ وقت برنگرد.
هیچ وقت
............

نادر ابراهیمی
پاسخ نگاه خیس .. : نمی شود که نمی شود...
مرد باران
چهارشنبه 29 خرداد 1392 08:54 ق.ظ
اصلا بیا رو در روی هم بایستیم


خوانش این جمله ها مرا یادیست كه در یادم خواهد ماند.
قلمتان پر بركت
پاسخ نگاه خیس .. :
تو را یادیست كه می خوانی اش به الحاح و یقین
مرا یادیست كه می رانم ش به ... به ...

ممنونم ، كاش عنوان قلم هم بتوان داد به این خط خطی های سیاه روی سپید :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر