تبلیغات
پشت دیوار سکوت ... - جمعه

بعد یک عمر پریشانی دل ، فهمیدم من به مهمانی چشمان تو ، عادت دارم


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :نگاه خیس ..
تاریخ:شنبه 12 مرداد 1392-04:46 ب.ظ

جمعه

امشب به اندازه ی روشنایی همه ی ستاره ها ، تاریکم ؛ تنهایم
و به اندازه ی همه ی همهمه های مردمان خاموشم ؛ سکوتم
به تکرار سو سو زدن شمع ها ، پرِ پروانه ام ؛ سوخته ام
وبه منحنی تمامِ لبخندهای تو ، خمیده ام ؛ شکسته ام
طومار رنجم ، پیچیده در های و هوی زمان
تلخ و شیرین روزگار را ، رنگی نیست برایم ، سیاه و سپیدم ؛
جورچین تاریک و روشن ِ فرداهای ناگزیرم!
امشب به اندازه ی همه ی خواب هایم ، بیدارم ؛ بیمارم
و به وسعت همه ی دست های اجابت ، محتاجم ؛ نیازم

می آیی ؟ 
برایم حرف می زنی از نادیده های فرداها؟!
تا بی نهایت صبح    
                           تا پنجره ی حیات...؟! 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر