تبلیغات
پشت دیوار سکوت ... - بهشت

بعد یک عمر پریشانی دل ، فهمیدم من به مهمانی چشمان تو ، عادت دارم


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :نگاه خیس ..
تاریخ:چهارشنبه 13 شهریور 1392-08:18 ب.ظ

بهشت

دیشب کبوتر تا کبوتر  بقیع را سجده کردمم تا مزارت
و مزار تا مزار زانو زدم در کنارت
وقتی که سوخت دست هایم از داغی خاک آستان صادقت -  مولا ,


    چادرم را سایه کردم  بر مزارت
                                                 چادرم را .



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


بی محابا
چهارشنبه 13 شهریور 1392 09:47 ب.ظ
خوشم میاد از شعرات. همشون پر از دردن ! دردایی که پشتشون کلی دلتنگی وجود داره... مث مفهومی از وبت(پشت دیوار سکوت)
خلاصه خوش به حالت که وب به این قشنگی داری...
دوست دارم اجی...!
پاسخ نگاه خیس .. : یه روز برام خوندی که برای رنج هایی که بهت میرسه صبر کن چون صبر ، نهایت احترام به حکمت خداست ، دردی نیست خواهر کوچولوی من، رنجهاییه که لازمه تعالی هر آدمیه، همون حکمت خداست :)
ممنون از اومدنت عزیزم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر