تبلیغات
پشت دیوار سکوت ... - نامه های خیس 1

بعد یک عمر پریشانی دل ، فهمیدم من به مهمانی چشمان تو ، عادت دارم


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :نگاه خیس ..
تاریخ:شنبه 4 آبان 1392-07:13 ب.ظ

نامه های خیس 1

سرخ بود که رقص برگ نارنجی را با نگاه دنبال می کرد ؛ تک برگ تنهایی ، که با موج باد پیچ و تاب می خورد . صدای بوق  های ممتد بی حوصله گی ها سبز شدن را به جلوه آوردند.
راه می افتد ، مثل همیشه روزگار . 
راه خانه را حفظ شده حتی اگر غرق در   دریای  کشتی های سرگردان ذهنش باشد. حس توقف ندارد پس مثل یک غریبه ، بی اعتنا از جلوی درب خانه رد می شود ...
کوچه های آشنا  ، لحظه های آشنا ...
دلش قصد سرکشی دارد ، تمام کوچه های خاطرات را می خواهد به تماشا بکشد  ؛ می گذارد هر چه می خواهد بشود  و می شود  اما مگر تمام می شود این کوچه ها ...



گاهی جایی برای نوشتن مشق هایی می خواهی تا کسی نخواندشان
جایی که نگاه خیس ندارد...
ناجار سکوت می کند...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


آسمانی برای پرواز
سه شنبه 7 آبان 1392 10:54 ق.ظ
کااااش -
یک تنه می توانستم
حریف همه ی
غم های بزرگِ قلب کوچکت باشم...

" او " می تواند ...
پاسخ نگاه خیس .. : و من کافرانه !!!
نا امیدم ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر