تبلیغات
پشت دیوار سکوت ... - سرما

بعد یک عمر پریشانی دل ، فهمیدم من به مهمانی چشمان تو ، عادت دارم


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :نگاه خیس ..
تاریخ:سه شنبه 7 آبان 1392-01:52 ب.ظ

سرما

دست هایش سرد بود
دلتنگ دست هایی  بود
 تو نبودی
هرم نفس های تنهایی اش را
به دست هایش " ها " کرد
فقط محض یاد آوری
فقط محض یادآوری نبودنت

خنده اش می آِید ؛ آنقدر که یادت هست
گاهی فراموش می کند
نبودن خودت را ...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


میم
شنبه 11 آبان 1392 10:10 ق.ظ
خیلی زیبا بود،ممنون
آسمانی برای پرواز
چهارشنبه 8 آبان 1392 09:16 ق.ظ

یکی می گفت :
من به " ها " کردن دستان ِخود
عادت دارم !!!...

کدام سخت تره !
به یادِ یکی ها کردن دست ،
به عادتِ تنهایی دست را
- ها کردن !

پاسخ نگاه خیس .. : اولی!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر