تبلیغات
پشت دیوار سکوت ... - سکوت و نگاه

بعد یک عمر پریشانی دل ، فهمیدم من به مهمانی چشمان تو ، عادت دارم


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :نگاه خیس ..
تاریخ:چهارشنبه 4 دی 1392-01:44 ب.ظ

سکوت و نگاه

به نهایت ع ش ق که رسید  جوان شد؛
زلیخا را می گویم
نیستی ببینی یوسف را
که دارد پیر می شود
اگر آمدی و
گیسوان شب رنگش را به نوازش نشاندی
عده ی سالهای نبودنت را
نه !؟
عده ی تار های سپیدی
که از زیر سر انگشتان مهربانت گذر می کند را
به شماره بنشین ...
یادت می آید
اندازه ی نبودنت را






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


پنجشنبه 22 اسفند 1392 03:55 ب.ظ
بی دلیل یا با...دلیل ننوشتن مطالب جدید چیست؟! پنهانی...؟! سال نو در انتظار........_____________
پاسخ نگاه خیس .. : چه بگویم با تو که چون کردی
که چگونه روز و شبی دارم ...
از مهرداد اوستا
م.ه.خ.ی
یکشنبه 22 دی 1392 12:45 ب.ظ
تنها مانده ام در این سر سرای بی کسی
رفته اند یاران و من مانده ام بی دلیل
تنها مانده ام در رویای قدیم
ندارم هم کلامی به جز آواز بدیع
چه زیبا بود خاطرات سلیم
آدمای صادق و همچون حکیم
زمانه میکند با ما مثال بی وفایی
زمانه دست در دست دارد با بی صفایی
من نیستم در روزگار بی دلیل
روزگار دارد برتری در بدتری
نیستم پیروز در مقابل چشمان آدمی
هستم پیروز در وجودم با وجود شرترین

م.ه.خ.ی
پاسخ نگاه خیس .. : من نیستم در روزگار بی دلیل ...

بودنم را بهانه ، تویی
هرچند قرینم ، نباشی
هر چند ...

هنوز هم پنهانی م. ه . خ . ی ی ِ گرامی :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر